تبليغاتX
نوفرست

نوفرست

اولین تارنمای روستای نوفرست

نا امیدی.. بی اعتمادی..

 

 

                                            سَرخوردَ گی  سراسری

دوستانی که میخواهند نظرمثبتی به همه چیز داشته باشنداصراردارند که: بیایید همه چیزرا فراموش کنیم دوباره با هم دوست باشیم ‌‌٬کمک کنیم که خرابی ها ترمیم شود ٬نوفرست اباد شود٬ نشاط به جامعه برگرددو..

.. اما ظاهرا نمی شود.. انها مخالفان را مقصر میدانند می گویند اگر مخالفان دست از منفی نگری بردارند دوباره همه چیزدرست میشود. اعترافات را پخش کردند تا مردم بدانندسر نخ این کارها کجاست اما چیزی براعتماد مردم افزوده نشد.. مگر چنددرصدمردم به حرف عطریانفرگوش داده بودند که حالا بر مبنای اعترافات خنده دارش قانع شده باشند که فریب خورده  بودند؟اصلا چنددرصدمردم نامش را شنیده بودند؟

داستان این نیست. قصه٫قصه تحقیر مردمی است که به دست افراد حقیری کوچک شدند. روانشناسان سخت تاکید دارند که کودک را تحقیر نکنید زیراضربات جبران ناپذیری بر او وارد می آورید که برای رهایی از این تحقیر دربزرگسالی اگردستش برسد هرکاری خواهد کرد.. گرچه هرگز نخواهد توانست خاطره آن تحقیررااز خود بزداید..

 بیهوده نیست که اغلب شکنجه گران٫دیکتاتورها٬ خون آشامان٬.. سابقه تحقیر آمیزی از خردسالی به همراه دارند..از تحقیرچنگیز خان مغول در قبیله اش تا مشکل جنسی ناپلئون و قدکوتاه هیتلرو خواجگی آقامحمدخان و....

برای بسیاری از مردم فقر ٬بیماری٬ زندان٬ شکنجه و...قابل تحمل است اما تحقیر آنهم به دست آدمهای حقیرحادثه ای است فراموش نشدنی..این همان هنری است که بازجویان کهریزک و امثالهم به حد کمال از آن بهره مندند...

                                              تحقیر آدمهای بزرگ و کوچک...

درنوفرست هم بسیاری از مردم چنین حسی دارند در بیرجند و جاهای دیگر نیز.. حتی هواداران کاندیدای پیروز کرده شده نیز شورو شوقی از خودنشان نمیدهندبازارها به غایت راکد است وبلاگهایی که بسته نشده اند هم شوقی به فعالیت ندارند.. نمیشود به همین راحتی از مردم خواست :

بی خیال! کاری بود که شد حالا مگر ان یکی انتخاب میشد می خواست چه گلی به سر مابزند؟

درست است.اما دعوا سر این نیست. داستان همان قصه تحقیر است اگر شما توانستید دوباره دلهای مردم را درنوفرست به هم نزدیک کنیداین کاردر سطح کشور هم شدنی است.. شیاطین درکار شما دخالتی ندارند این حرفهای مزخرف که: یک عده مزدور٬فریب خورده٬ بی عقل٬ ..چنین و چنان کردندومردم هم فریب خوردند توهین به شعور مردم است اگر مردم اینقدر ساده لوح وبی بصیرت و نادانند چرا شما نمی توانید فریبشان دهید؟شما که تمام اسباب مردم فریبی را دراختیاردارید پولش هم آماده است..

ما هم دلمان می خواهد از نوفرست بنویسم برای آبادی اش تلاش کنیم٬ راهکار بدهیم ٬فکر کنیم که هیچ اتفاقی نیفتاده.. اما باور کنید نمی شود (حتی در این محیط شاد که نشانی از ناامیدی در ان نیست..)  وای به حال انها که در مرکز ناامیدی زیست می کنند.اگر شما میتوانید به ما و دیگران روحیه بدهید. این گوی و این میدان..  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 16:22  توسط  نوفرستیها همه  | 

این نیز بگذرد

 

                               شعربسیار زیبایی از سیف الدین فرغانی

                               تقدیم ویژه به برادر بزرگوار حاج علی صادقپور

                                  برای تسلای دل ایشان و هزاران مثل ایشان..

      هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد                         هم رونق زمان شما نیز بگذرد


      بادِ خزانِ نکبت ایّام     ناگهان                                بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد


      آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام                  بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد


      ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز                        این تیزی سِنان شما نیز بگذرد


     چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد                      بیداد ظالمان شما نیز بگذرد


      در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت            این عوعو ِ سگان ِ شما نیز بگذرد


      آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست          گَرد سُم خران شما نیز بگذرد


      ای مُفتَخَر به طالع مَسعود خویشتن                     تاثیر اختران شما نیز بگذرد


     این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید                نوبت ز ناکسان ِ شما نیز بگذرد


      بر تیر جَورتان ز تحمّل سپر کنیم                           تا سختی کمان شما نیز بگذرد

برای همه پذیرفته شدگان کنکورسراسری آرزوی موفقیت در تمام دوران زندگی و خصوصا تحصیل را  داریم. به همه این عزیزان صمیمانه تبریک می گوییم مخصوصا به :

                          دارنده رتبه ۵۷رشته ریاضی فیزیک.


                                 جای پدر عزیزش خالی..

                  حلال زاده شکی نیست که به دایی اش می رود!

                   درودبر همه جوانان و نوجوانان آزاد اندیش میهن.

[مولانا سيف الدين ابوالمحامد محمد فرغاني از شاعران نامي و چکامه سرايان چيره دست ايران زمين در سده هاي هفتم و هشتم هجري است که با مرتبه والاي خويش در کار سرايش شعر، به سبب دوري گزيني از دنيا و
گوشه گيري از دونان و برائت جستن از مدح زمامداران ستمکار و فاسد روزگار، سال هاي عمر را در يکي از خانقاههاي شهر کوچک آقسرا، سپري کرد و سرانجام نيز همانجا به گمنامي درگذشت. سيف فرغاني که نسبت به سعدي، شاعر شيرين سخن شيراز، ارادت تمام داشت و از او به عنوان استاد سخن ياد کرده و با او مکاتباتي نيز داشته است از سوي بزرگان هم عصر خويش به القابي چون امام عالم، زاهد متقي، سيدالمشايخ و المحققين، نورالله، روح العزيز، سيف المله و الحق و الدين ملقب شد. ناگفته پيدا است القابي چنين، خود برهاني آشکار و دليلي متقن درجهت اثبات مقام و مرتبه بلند او در نزد معاصران خويش است.
موضوع اشعار اين صوفي صافي و وارسته که بيانگر مهارت او در سخن پارسي مي باشد، ستايش خداوند، مدح پيامبر اسلام (ص)، پند، اندرز، تحقيق و انتقاد از نابساماني هاي افزون روزگار و نيز در استقبال و پاسخگويي به استادان مقدم بر خود چون رودکي، خاقاني شرواني، کمال الدين اسمعيل اصفهاني، سعدي و همام تبريزي است.]

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 16:33  توسط  نوفرستیها همه  |