مردم فقیر
دفاع از محرومان یااستفاده از محرومیت
انتخابات تمام شد امادعوای پس از آن هرگزتمام نخواهد شد نکته ای دراغلب تفاسیر بود که بررسی آن خالی از لطف نیست:
از قبل از انتخابات نیز بسیاری از طرفداران دولت مستقرامید به رای مردم محروم و حاشیه نشینان داشتند بسیاری از مفسران خارجی نیز گمانشان براین بود که احمدی نزاد دربین توده روستایی و حاشیه نشینان شهری طرفداران بسیار دارد پس ازانتخابات نیز همینان کوشیدند تا ثابت کنند نظرشان راست بوده است و به دلیل فلان و فلان آمار احمدی نزادرای عظیمی از محرومان گرفته است.
راست است ! بسیاری از روستا نشینان مردم عامی و طبقات پایین به احمدی نزادرای دادندوآنان که کمی بیشتر بهره مند بودند و یا از سواد بیشتری برخوردار بودند چنین نکردند. ایا محبوب طبقه محروم بودن افتخار است؟
همیشه درتاریخ چنین بوده است برای مردم نادار قوت لایموت و لقمه ای نان ارزشمندترین چیزی است که در تصورمی گنجد.شکی نیست که سخن گفتن از آزادی ارزشهای انسانی و حقوق برابر ... برای مردم گرسنه نان نمی شود..گرسنگی ملموس است وپاسخ به آن فوری و آنی ..اما آزادی و برابری خیال است و سخت دورازدسترس..
قدرت طلبان نیز درطول تاریخ همیشه از انگیزه مردم فقیر بیشترین بهره را برده اند هنوز هم در جوامع پیشرفته ای مثل امریکاچون شعارهای حزب جمهوری خواه به خواسته های مردم فقیرنزدیک تراست ودرنقاط فقیرنشین جلوه بیشتری دارد.
آقای احمدی نزاددردوره قبل با شعارکمک به مردم فقیر و از جنس عامه مردم بودن حدود ۵.۵ میلیون رای کسب کرد. بخش عمده آرای دوردوم ارتباطی به این جنبه نداشت.اگردرپایان دوره اول ریاست جمهوری اش دوباره با همان شعارها ۲۴ میلیون رای آورده است آیا معنی ان این است که فقرا دراین چهارساله حداقل ۴برابر شده اند؟آیا سی سال بعد از انقلاب چنین درصد عظیمی از مردم با محرومیت دست و پنجه نرم می کنند؟
شکی نیست که همچنانکه دوستان در پانوشتهای مطلب قبلی اشاره کردندروشنفکران طبقه متوسط و طبقه بالا هنرمندان و اغلب علمای بزرگ مذهبی به احمدی نزاد اقبالی نداشتندطرفداران ایشان هم اصراردارند که این خواسته محرومان است به واسطه آن خدمتها که دیده انداما شواهد می گوید محرومان ازترس ازدست دادن همین مواجب مختصراین کاررا کرده اند نه از روی قدرشناسی یا احساسات مذهبی.
درنوفرست هم مثل جاهای دیگر کسانیکه به ایشان رای داده ا ند ارتقا اسلام انقلابی و مدیریت جهان رادرنظر نداشته اند.آیا برای شکستن این رکورد در چهارسال دیگر ما نیاز به سی میلیون بی بضاعت یا کم توان داریم؟
جنگی بین فقیر و غنی و جودندارد اگر انتخابات نتیجه واقعی اش همین است این یعنی فاصله بین فقیر و غنی دراین چهارسال آنقدرزیادشده که ایران را از یک جامعه تا حدودی متعادل به سمت جامعه ای با اختلاف طبقاتی بالا سوق داده است حاصل این کاربرای اینده کشورمی تواند بسیاروخیم باشد.
آقایان می دانند که در یک جامعه متعادل حنای آنان بی رنگ است. بحرانهای اجتماعی ابزار دردسترسی برای کسب قدرت است اماآنکه ماردر آستین پرورش میدهد روزی آگاه خواهد شد که خیلی دیرشده باشد
وظیفه روشنفکر متعهد دامن زدن به اختلاف طبقاتی و تایید آن نیست.باید مردم محروم بدانند که اگر ازحقوق برابر انسانی برخوردارشونداز محرومیتشان کاسته خواهدشد صدقه گرفتن و زندگی را به شکرانه مرحمت فلان وفلان گذراندن شایسته این مردم نیست.مردم باید به حقوقشان آشنا شوند .و این کار ازدولت سوار بر گرده محرومان بر نمی آید.
کار ما و شماست..







